بررسی تعداد عناصر بسیط در حکمت مشاء و حکمت اشراقی سهروردی

نویسندگان

1 دانشیار فلسفه و کلام اسلامی، گروه فلسفه، دانشگاه علامه طباطبائی

2 دانشجوی دکترای تاریخ علم دورة اسلامی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

چکیده

نظریة غالب در مورد تعداد عناصر بسیط اولیه (اسطقسات) در طبیعیات قدیم، متعلق به مشائیان است که تعداد آنها را چهار عدد دانسته‌اند. ایشان سه دلیل در اثبات نظریة خود بیان کرده‌اند که عبارت‌اند از: 1. استدلال از طریق جایگاه طبیعی اجسام و میل طبیعی آنها بر اساس کیفیت‌های سنگینی و سبکی؛ 2. استدلال از طریق کیفیت‌های ملموس اصلیِ مشترک میان اجسام(گرمی، سردی، خشکی و تری)؛ 3. استدلال از طریق ترکیب و تحلیل. ایشان سپس مصادیق عناصر اربعه(خاک، آب، هوا و آتش) را به نحو استقرایی تعیین کرده‌اند. ابوریحان بیرونی و سهروردی با این نظریه مخالفت کرده و آتش را عنصر مستقلی به شمار نیاورده‌اند و آن را همان هوای داغ دانسته‌اند. سهروردی با تغییر ملاک تقسیم‌بندی اجسام بسیط اولیه، آنها را بر اساس کیفیت‌های مبصر و میزان عبور نور از آنها دسته‌بندی کرده و تعداد عناصر را سه عدد(حاجز، مقتصد و لطیف) دانسته است. در این مقاله دلایل مشائیان و اشکالات سهروردی در مورد عناصر اربعه مورد نقد و بررسی قرارگرفته و نشان داده شده است که دلیل مخالفت سهروردی با عنصر دانستن آتش در طبیعیات و تغییر ملاک تقسیم‌بندی عناصر بسیط اولیه توسط وی، از نظام خاص الهیاتی وی ناشی شده است و او درنهایت، نظام طبیعیاتی کامل و مستقلی بر اساس نظریات خود بنا نکرده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Study of the Number of Simple Elements in Peripatetics Philosophy and Suhrawardi's Illuminative Philosophy

نویسندگان [English]

  • Saeed Anvari 1
  • AmirHosseyn Shahgoli 2
1 Associate Professor of Islamic Philosophy and Theology, Department of Philosophy, Allameh Tabataba'i University
2 PhD student in the History of Islamic Science, Humanities and Cultural Studies Institute
چکیده [English]

The leading theory regarding the number of basic elements in classical natural sciences is formulated in the peripatetic school of philosophy, which assumes four basic elements to exist. They propose three possible explanations in support of this theory: 1) Reasoning based on the position of objects in nature and their natural inclinations, taking into view the qualities of being light or heavy; 2) Reasoning by considering fundamental sensible qualities all objects share (hotness, coldness, wetness, dryness); 3) Reasoning by dint of composition and analysis. Then, instances of the four classical elements (earth, water, air and fire) was determined through an inductive method of reasoning. Abou Reihan al-Biruoni and Suhrawardi were critical of this theory and refused to accept fire as a basic element, calling it hot air. Hence, by modifying the criteria behind the classification of basic elements, Suhrawardi categorized them according to their visual qualities and, therefore, reduced the number of elements to three: opaque (Hajez), translucent (Moghtased) and subtle (Latif). In this paper, the arguments deployed by the philosophers of the peripatetic school and constitutive of Suhrawardi's criticism about the four elements was investigated and it was revealed that Suhrawardi's motive in this new method of categorization, in which fire was removed from among basic elements, was more metaphysical, and did not, in fact, abide by the rules of natural sciences.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Ibn Sina (Avicenna)
  • Suhrawardi
  • four elements
  • ostoqos
  • sensible qualities
  • nature
  • fire