مفهوم‌شناسی و نقش فلسفه و علم در فلسفه برای کودکان

نوع مقاله: علمی- پژوهشی

نویسنده

کارشناسی ارشد

چکیده

واژه‌ فلسفه که زمانی مترادف با دانش بود، اینک قلمروی محدودتری یافته است؛ اما به همان اندازه بنیادی‌تر و اساسی‌تر گردیده است. فلسفه به جهان هم چون یک کل می‌نگرد و ماهیت آن بر حسب شش مفهوم بیان می‌شود: مستقل از محتوا، عقلانیت، خردمندی، کاربردی بودن، کلیت داشتن و ساختار انتقادی؛ و در مقابل، علم آن دسته از دانش‌‌هایی را در بر می‌گیرد که از روش تعمیم تجربی استفاده کرده و بر مشاهده، آزمایش، گزارش و اندازه‌گیری برای کشف واقعیات استوار است. در نظام آموزش و پرورش فعلی، دروس مختلف به گونه‌ای تدوین شده‌اند که حجم وسیعی از اطلاعات عمومی را به کودکان انتقال می‌دهند و با الگو قرار دادن جوامع صنعتی و متأثر از نظریه ژان پیاژه، کودکان را در شناخت امور عینی منحصر کرده‌اند؛ در حالی که علوم تجربی در دادن مهارت تفکر اثربخش به کودکان ناتوان است. تفکر فلسفی در آموزش تفکر و در کسب مهارت‌های لازم در حل مسائل روزمره کودکان کارآمدتر است؛ اما در فلسفه برای کودکان این تفاوت باعث نمی‌شود که فلسفه و علم طریقی آشتی‌ناپذیر یابند بلکه در دادن مهارت استدلالی به کودکان یکدیگر را یاری می‌کنند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Recognition of Concepts and the Role of Philosophy and Science in Philosophy for Children

نویسنده [English]

  • Zahra Omi
Master of Arts
چکیده [English]

The word philosophy which was once an equivalent to science, has now found a more limited range of meaning, but has become as much more basic and fundamental. Philosophy looks at the world as a whole and its nature is expressed in terms of six concepts: independent of content, rationality, wisdom, being practical, universality and critical structure; by contrast, science includes such disciplines which makes use of the method of empirical generalization and are based on observation, experiment, report and measurement for the discovery of facts.
In the present system of education, the various lessons are so arranged that a whole bulk of general information is conveyed to children and by taking example from industrial societies and under the influence of Joun Piaget’ theories, this system has confied children to the objective knowledge of things, but as we know the empirical science is unable in providing skill in effective thinking. Philosophical thinking is more efficacious in teaching how to think and in acquiring necessary skills in solving daily problems for children, but in philosophy for children this difference does not bring it about that philosophy and science adopt an irreconcilable approach but they should help each other in showing the way of rational skills for children.

کلیدواژه‌ها [English]

  • philosophy
  • Science
  • philosophy for children
  • education