خیال و صور خیالی در دو مکتب سینوی و اشراقی

نوع مقاله: علمی- پژوهشی

نویسنده

استادیار دانشگاه زنجان

چکیده

وجود ادراکات خیالی و تخیل در نظام معرفتی انسان، مورد وفاق همه‌ حکما است، اما فلاسفه در تبیین چگونگی حصول صور خیالی برای فرد و نیز ماهیت خیال و مدرکات خیالی با یکدیگر اختلاف دارند. ابن‌سینا نفس انسانی را دارای قوای متعدد دانسته و قوه خیال را به عنوان واسطه‌ای در تحقق و حصول صور ادراکی تلقی کرده است. وی در کتب مختلف خود استدلا‌ل‌هایی را بر مادی بودن خیال و به تبع آن صور خیالی اقامه می‌کند، اما ظاهراً چنین استدلال‌هایی بر اساس اصول و قواعد قوم می‌باشد، زیرا وی نهایتاَ تغییر موضع داده و در کتاب المباحثات خود استدلال مفصلی مبنی بر تجرد خیال و ادراکات خیالی ارائه می‌کند، گر چه توجیه چنین تصویری را بر اساس مبانی مشایی مشکل می‌داند. قول به وجود مراتب مختلف برای عقل، بقای نفوس بسیط، نفوس اطفال و نفوس باقی در مرتبه عقل هیولانی، با اعتقاد به تجرد خیال و صور خیالی قابل توجیه است.
سهروردی تعدد قوای باطنی سینوی را نپذیرفته و همه قوا را به یک قوه که آن نور مدبر است، ارجاع می‌دهد و قوا را سایه‌ای از آنچه در نور اسفهبد است، تلقی می‌کند. وی برای تبیین و توجیه چگونگی حصول ادراکات خیالی، به عالم مثال و مثل معلقه متوسل می‌شود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

Imagination and Imaginary forms in Avicinian and Ishraqi Schools

نویسنده [English]

  • S. Kavandi

Assistant Professor at Zanjan University

چکیده [English]

The existence of imagination and imaginative perceptions in cognitive system of human being is a topic all philosophers agree about it, but they disagree about the explanation the way the individual alquire imaginary forms as well as the nature of imagination and imaginative perceptions. Ibn Sina considers human soul as having various faculties and considers the imaginative faculty as an intermediate stage in the actualization and acquisition of perceptual forms.
In his different books he propounds arguments for the material nature of imagination and in consequence of imaginal forms, but apparently such arguments are based on the principles of Islamic tradition, because he ultimately changes his position and in his "Mubahithat" offers a detailed argument on the abstract nature of imagination and imagnitive perceptions, although he finds it difficut to justify such a notion on the basis of prepatetic principles. His saying on the different degrees of intellect, immortality of souls, children's souls and immortal souls on the stage of material intellect is justifiable with belief in the abstract nature of imagination and perceptual forms.
Suhravardi refuses to accept the multiple inner faculties of Ibn Sina, and refers all faculties to an entity (Nur al – Muddaber) and regards these faculties as a shadow of what is in the Nur Esphahbad. For the explanation of acquisition of imaginative perception, he resorts to imaginal world and suspended ideas.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Ibn Sina
  • Suhravardi
  • Imagination
  • imaginary forms
  • abstraction
  • Perception