سعادت از نظر ابن سینا؛ غایت جامع یا غالب

نوع مقاله: علمی- پژوهشی

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری / دانشگاه تربیت مدرس

2 استاد گروه فلسفه اسلامی دانشگاه تربیت مدرس

چکیده

یکی از مسائلی که در بحث سعادت قابل‌طرح است، این است که آیا عوامل متعددی در تحقق سعادت دخالت دارند، یا حصول سعادت وابسته به یک عامل است و اگر عوامل دیگری مطرح می‌شود، به‌منزله مقدمه برای تحقق آن عامل اصلی هستند. این دو تفسیر از سعادت، امروزه با عنوان «غایت جامع» و «غایت غالب‌« مطرح می‌شود و اندیشمندان می‌کوشند عوامل دخیل در سعادت را ـ براساس میزان اثرگذاری آن‌ها در تحقق سعادت ـ تحلیل کنند. در نوشتار حاضر و در پاسخ به این مسئله براساس فلسفه ابن‌سینا، می‌بینیم که ابن‌سینا سعادت انسانی را برمبنای حصول کمال قوای نفسانی انسان توضیح می‌دهد و می‌گوید نفس، کمالی از جهت ذات دارد که عبارت است از ادراک عقلی، و کمالی از جهت ارتباط با بدن دارد که مقصود از آن اکتساب هیئت استیلایی بر بدن و به‌دست آوردن فضایل اخلاقی است؛ اما ابن‌سینا انجام فضایل اخلاقی را مقدمه‌ای برای ادراک عقلی می‌داند و سعادت نهایی نفس را در اتصال به عقل فعال و ادراک عقلی معرفی می‌کند؛ از‌همین‌روست که او درک لذت کامل ناشی از سعادت حقیقی را منوط به مفارقت نفس از بدن می‌انگارد و تحقق آن را در نشئه آخرت میسر می‌داند. بدین ترتیب، می‌توان گفت ابن‌سینا سعادت را به‌عنوان غایت غالب تبیین می‌کند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

happiness in Avicenna's view; inclusive or dominant end?

نویسندگان [English]

  • Fatemeh Mollahassani 1
  • Mohammad saeedimehr 2
چکیده [English]

One of the recent questions about happiness is that whether happiness is due to one thing or there is more than one item which leads to happiness and also the other items mentioned as causes of happiness could be considered as introduction to actualize the main cause or not. The first idea which assumes such an end to which all other ends are subordinated is known as "dominant end" and the latter is described as "inclusive end". Scholars attempt to analyze the causes providing happiness based on the extent of their affection on actualizing happiness.  In this research we try to review Avicenna’s view about the question. We see that Avicenna identifies the notion of happiness in terms of obtaining perfection in psychic faculty of human and holds that soul has got a two-aspect perfection: intellectual perception is the essential aspect and the other aspect referring to the natural body and dominating it in order to reach the ethical virtues. Avicenna, however, considers the action of ethical virtue as an introduction to intellectual perception and introduces the connection to the Active Intelligence and this very intellectual perception as the real happiness. As a result, he believes that feeling complete pleasure of real perfection is depend on the departure of soul from body and would occur in hereafter. Thus, we can conclude that Avicenna interprets happiness as dominant end. 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Avicenna
  • Aristotle
  • happiness
  • inclusive end
  • dominant end
  • intellectual perception
  • ethical virtues