نقدهای شیخ اشراق بر نظریه مشائیان درباره ادراک ذات

نوع مقاله: علمی- پژوهشی

نویسندگان

1 استاد گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام صادق ع

2 کارشناس ارشد رشته معارف اسلامی، الهیات و ارشاد دانشگاه امام صادق (علیه السلام)، گرایش فلسفه و کلام اسلامی

چکیده

ادراک و بررسی زوایای مختلف آن در طول تاریخ، از جمله مباحث پرتقابل در فلسفه بوده است. یکی از جلوه‌های این موضوع، مسئله ادراک ذات است؛ تقریر مسئله بدین گونه است که در چه صورت یک موجود می‌تواند خود را ادراک کند؟ مشائیان قائل‏اند که هر موجودی که مجرد از ماده شود، عالم به ذات خویش است؛ در مقابل، از منظر شیخ‌اشراق فقط امری می‌تواند عالم به ذات خود باشد که نور لنفسه است. شیخ‌اشراق اظهار می‌کند با فرض قبول نظریه مشائیان، لازم است که هیولی عالم به ذات خود و عالم به تمام صور قائم به خود و با توجّه به ماهیت نداشتن هیولی هم‌چون واجب‏الوجود عالم به تمام اشیا باشد و از سوی دیگر واجب‏الوجود نیز هم‌چون هیولی، افتقار به صور داشته باشد. البته سهروردی تمام این نتایج و لوازم را باطل می‌داند. در مقام دفاع از نظریه مشائیان، به عنوان نظریه مطبوع، اشکالات شیخ‌اشراق مردود شمرده می‏شود و منشأ آن به ضعف شیخ در فهم سخنان مشائیان برمی‏گردد؛ زیرا مشائیان هیولای مجرد را در خارج محقق نمی‌دانند (بلکه هیولی را قوه صرف می‏دانند که در خارج فعلیتی مستقل و ماسوای از صورت ندارد) و همین‌طور قائل نیستند که هیولی وجودی محض و بی‌ماهیت (هم‌چون خدا) است؛ در نتیجه، اشکالات شیخ‌اشراق وارد نیست.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Critiques of Shaykh al-Ishraq on Peripatetic Theory Concerning the Perception of the Self

نویسندگان [English]

  • Sayyed Hassan Sa'ãdat Mostafavi 1
  • Mehrãn Rezãi 2
1 Professor of Islamic philosophy & kalam department, Imam Sadiq (P.) University
2 MA in Islamic philosophy & kalam department, Imam Sadiq (P.) University
چکیده [English]

Perception and the study of its different aspects throughout the history has been among the challenging topics in philosophy. One of the expressions of this subject is the perception of the self; the statment of the problem is as follows: How is it that an existent can perceive itself?
Peripatetics believe that every existent abstracted from matter is the knower of its self; on the contrary, from Shaykh al-Ishraq’s point of view the only existent that can be the knower of its essence is the light by itself. Shaykh al-Ishraq states that by assuming the acceptance of peripatetic theory, it is necessary that prime matter be knower of itself and all self-subsistent forms and gives the prime matter having no quiddity like necessary being be the knower of all things and on the other hand necessary being too like prime be in need of forms. Of course Suhravardi regards all these consequences as invalid.
In defence of the peripatetic theory as an agreeable theory the objections of Shaykh al-Ishraq are rejected and the origin of it is traced back to the weakness of Shaykh in Understanding the remarks of the peripatetics, because peripatetics do not reqard the abstract prime matter being actualised in outside world (rather they consider the prime matter as mere potency that has no independent actuality in outside world a part from its form) and in a same manner they do not believe that prime matter is a mere existence and without essence (like God), in consequence, the objections of Shaykh al-Ishraq are not valid.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Self-perception
  • necessary being
  • peripatetics
  • Shaykh al-Ishraq
  • Prime matter
  • Form

عنوان مقاله [العربیة]

نقد شیخ الإشراق لنظریة المشائیین فی إدراک الذات

چکیده [العربیة]

کانت قضیة الإدراک و دراسة جوانبه المختلفة من القضایا المثیرة للجدل مدی التاریخ، و تُعَدُ قضیة إدراک الذات من مظاهر هذا الموضوع؛ و الذی یتم تبیینه فی هذا المجال أنه کیف یتمکن الموجود من إدراک ذاته؟ یعتقد المشائیون أن کل ما یتجرد من المادة یکون عالما بذاته بینما یری شیخ الإشراق أنما یتمکن من العلم بالذات من هو نور لنفسه. یفید شیخ الإشراق أن افتراض صحة نظریة المشائیین یستلزم علم الهیولا بذاته و بجمیع الصور القانمة به و فی النهایة علمه بجمیع الأشیاء (اعتبارالتشابه الهیولا بواجب الوجود فی تجرده من الماهیة) و من ثمّ افتقار واجب‏ الوجود إلی الصور کافتقار الهیولا إلیها. و من منطلق الدفاع عن نظریة المشائیین کنظریة مقبولة، ترفض اشکالیات شیخ الإشراق علی هذه النظریة حیث یعود مصدرها إلی ضعف الشیخ فی فهم آراءهم؛ إذ أن المشائیین لا یعتقدون بتحقق الهیولا المجردة فی عالم الواقع (بل یعتبرونها قوة بحتة لیس لها فی الواقع فعلیة مستقلة منعزلة عن الصورة)، کما لایعتقدون باتصاف الهیولا بالوجود البحت المجرد من الماهیة (کذاته عزوجل)؛ و علی هذا الأساس فإن اشکالیات الشیخ مرفوضة.

کلیدواژه‌ها [العربیة]

  • الإدراک بالذات
  • العلم بالذات
  • المشائیون
  • شیخ الإشراق
  • هیولا
  • الصورة